گفت و گوی عجیب علي كفاشيان:

قبول کنیم ماستمان ترش است/ کی روش باید بپذیرد، فدراسیون کارفرمای اوست

۱۹فروردین ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۱۳ AM 100

على كفاشيان گفت و گویی عجیب با روزنامه قانون انجام داده است.

در این گفت و گو شاهد یک کفاشیان متفاوت هستیم. صحبتهای او به گونه ای است که انگار که از ماجرایی دلخور است. کفاشیان در این گفت و گو می گوید تاج و ساکت هم باید مثل او و بقیه پاسخگوی ملت باشند. او در این گفت و گو به صورت زیرکانه ای از کی روش هم انتقاد می کند و از کارشناسان می خواهد عملکرد کی روش را در هفت سال اخیر بررسی کنند.

 

 

 جدايي برخي افراد از بدنه ورزش يا جابه جايي آن ها در پست هاي مختلف همواره اين شايبه ها را به وجود مي آورد كه نكند تخصص كسب شده در طول ساليان مختلف از دست برود. اين اتفاق درباره شما نيز رخ داد.

جامعه ورزشــى تافته جدا بافته از تصاويــر، صداها و حقايق جامعه نيست و هر آنچه در جامعه زيستى مى گذرد، با نوسان اندكى در جامعه ورزشى نيز گذران دارد و زمان و تاريخ با هيچ قوم و قبيله و ملتى تعارف ندارد و ما نيز مثل ديگر مردمان كره خاكى، از خاصيت و تاثير گذارى زمان تمكين پذير هستيم، مقاومت مى كنيم اما تاب و توان مان نيز اندازه اى دارد و اگر خارج از توان مان باشــد كه هست! مثل همه مردمان دنيا كه از سطحى به سطح ديگر نقل مكان كرده اند، ما نيز نقل مكان خواهيم كرد.

 وضعيت فوتبال كشور و نوع مديريتى حاكم بر آن، بسياري از كارشناسان را ناراضي كرده است؛اين موضوع را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

مديريت در ورزش و به خصــوص فوتبال يكپارچه و متمركز نيســت و متوليان پيدا و پنهان دارد! به عبارتى هر آنچه ثمــره مديريت در ديگر بخــش هاى جامعه به معرض نمايش درآمده ، در فوتبال و ورزش نيز قابل ديدن است و هيچ فدراسيونى مجزا از فدراسيون ديگر نيست و همگى در يك رديف ذهنى و فكرى حركت دارند. هيچ بقالى نمى گويد ماست من ترش است اما بايد بپذيريم كه ماست مان ترش اســت! آنچه مردم درباره مديريت هاى جامعه ورزشى و به خصوص فوتبال بيان مى كنند، فكر مى كنم نزديك به واقعيت باشــد. رسانه ها بايد از طريق آمار گيرى و نظر سنجى واقعى از مردم متوجه شوند كه آيا مديريت در جامعه ورزشى مطلوب و قابل اعتماد است و يا خير؟! اگر مديريت ها مطلوب است كه همگى سهيم هستيم و اگر مديريت ها نامطلوب و به عبارتى تصويرى از كم يا بى اعتمادى و بى باورى است، دوباره همگى سهيم هســتيم و مهم تر اينكه بايد پاسخگو باشــيم. اميدوارم ادبيات پاسخگويى در ذهن و افكار مديريت هاى كشور نهادينه شود پاسخى كه با ســند مطابقت داشته باشد.(مي خندد) البته اســنادى كه در يك فرآيند طبيعى و قانونى ساخته شود.

 بـه موضـوع تيم ملـي فوتبـال بپردازيم،آورده هاى كارلـوس كى روش بـراى فوتبال مان چه بوده اسـت؟ بسـياري معتقدند او براسـاس دستاوردهايي كه داشته حق دارد اينچنين نگاه از بالا به پايين به فوتبال مان داشته باشد.

ابعاد و مختصات كى روش در قالب مربى مشخص است، او نيز مثل ديگر انسان ها نقاط قوت و ضعف دارد مثل ديگران پر از دانايى و نادانى و به طور كلي زاييده شرايط است. ابعاد و مختصات فوتبال كشور نيز مشخص است و مانند فوتبال ديگر كشورها نقاط قوت و ضعف دارد اما همان طور كه كى روش همه فوتبال كشور نيست، فوتبال هم همه موضوعات كشور نيست! اگر ياد بگيريم كه هر چيزى سر جاى خودش باشد، از هر موضوعى به اندازه خودش، انتظار خواهيم داشت و به هيچ ورزشــى به عنوان سوپاپ اطمينان ناكامى هاى ديگر نگاه نمى كنيم!. گاهى اوقات كنش و واكنش ها به گونه اى است كه زيبنده نظام ذهنى و فكرى جامعه ايران نيست! تاريخ اين سرزمين كهن ابعاد و گستردگى فراوانى دارد كه انتقال خصلت و صفت هايش هنوز در بطن جامعه امروز بروز و ظهور دارد بنابراين كى روش و كى روش ها بايد بدانند درچه سرزمين و تاريخى پا گذاشته اند. شايد اكنون بال هاىمان كمى رنجور و به عبارتى شكسته باشد اما اگر ترميم پيداكنيم، سقف پروازمان مانند عقاب است! اگر كى روش داراى سبك، سياق، روش و منش باشد بدون شك خطوط ذهنى و فكرى اش را بايد در فوتبال كشور درك كرد و به عبارتى از دور قابل شناسايى باشــد! (تاكيد مي كند كه اين را بايدمربيان، بازيكنان و هواداران فوتبال پاسخ بدهند). برخىمربيان فقط نتيجه گرا هستند و برخى مربيان بازيكن ساز،عده اى از آن ها مدير و برخى رهبر هستند، برخى مربيان مهندس و سازنده و برخى ديگر حاضرى خور و به عبارتى مونتاژ كار هستند! عده اى از مربيان فوتبال را هنر مى دانند و برخى فوتبال را فقط محل كاسبى و درآمد! كارشناسان بايد بگويند هفت سال حضور كى روش چه آورده هايى براى فوتبال كشور داشته است؟! آيا سبك، روش و متد فكرى كى روش در فوتبال باشگاهى كشور قابل مشاهده است؟! نمى توانم استناد به نتايج كنم و بگويم در جام ملت ها اول، دوم و يا رتبه ديگري كسب كرده ايم اما در كنار دو دوره حضور در جام جهانى با كى روش، كارشناسان به دنبال خط فكرى اشهستند كه آيا در فوتبال كشور قابل تشخيص است؟! خودفوتبالى ها مى گويند كه ديگر اسم ها كارايى ندارند و آنچه كارايى دارد عمل است. بنابراين بايد تجزيه و تحليل كنيم كه آيا در قبال داده هايى كه فوتبال ايران براى كى روش داشته به همان ميزان نيز داده هايى را انباشت سرمايه كرده ايم؟! به عنوان مثال اگر همين امروز كى روش از فوتبال كشور برود آيا خطوط ذهنى و فكرى اش در فدراسيون فوتبال و همچنين فوتبال كشور ادامه دار خواهد بود؟!

 مثلث اصفهاني ها؛ به احتمال زياد اين كلمه را بارها در رسانه ها خوانده ايد. برخي معتقدند تاج،ساكت و محمود اسلاميان اقداماتي در فدراسيون انجام داده اند كه حاشيه هايي را در پي داشته است.

در اين مورد نظري ندارم اما مــردم امروز، مردم ديروز نيســتند و به درســتى به ابعاد پيدا و پنهان مديران اشــراف پيدا كــرده اند و اگــر نتيجه، رفاه مطلوبى است آن را از چشم مديران مى بينند و اگر نقص و كاســتى و ....وجود دارد آن را هم از چشــم مديران مــى بيننــد؛ بنابراين تاج و ســاكت ها نيز زاييده شرايط هستند و آنان نيز مثل من و بقيه بايد پاسخگوى ملت باشند.

 شـما در طول گفت وگوهاي اخير خود بارها محمد دادكان را شـخصيتي منحصر بـه فرد در فوتبال دانسـته ايد، نظرتان در اين باره تغييري نكرده است؟

دادكان زبان دغدغه مردم اســت و اعتقــاد دارم كه با شجاعتش آنچه را به صلاح كشــور است، بيان مى كند و به همين دليل اســت كه مردم دوستش دارند و من نيزدوستش دارم.

 بسياري از هواداران ورزشي معتقدند شما در قراردادي كه با كي روش بستيد، اجازه رفتارهاي عجيب و غريب را به او داديـد در اين باره حق را به هواداران مي دهيد؟

نظر خاصي ندارم امــا اميدوارم كــى روش بداند كه فردگرايى، انحصار طلبى و رفتــار ديكتاتور گونه از همه جوامع رخت بر بسته است و اگر مى خواهد شخصيت قابل باورى داشته باشد ، بايد بياموزد كه بر اساس احترام متقابل رفتار كند! او بايد بپذيرد كه فدراسيون فوتبال كارفرماى اوست و اين كارفرما ست كه جهت حركت و ابعاد توليدات را براى او مشخص مى كند! كى روش بايد بپذيرد كه همه مربيان، بازيكنان و توليدات وطنى فوتبال مان براى مردم قابل احترام هســتند و او نيز احترام بگذارد! در كشورى زندگى مى كنيم كه ابعاد اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى،سياسى، ورزشى و ...آن مشخص است؛ بنابراين كى روش در برابر داده هايى مشخص قرار دارد و ابعاد حركت كى روش هم مختصات معين دارد، مردم نيز متوجه شده اند براى اين كه به سمت و سوى توسعه يافتگى و همچنين توسعه پايدار حركت كنيم بايد در همه ابعاد خطوط ذهنى و فكرى جامعه زيستى، باز توليد معنايى، روشى و منشى صورت بپذيرد!

 البته دو بار حضور پياپي در جام جهاني اتفاق مثبتي اسـت كه با حضور كي روش اتفاق افتاده؛ بنابراين نمي توان رفتارهاي او را به طور كامل منفي دانست.

با توجه بــه ظرفيت فوتبــال كشــور و فضايى كه رقباى مان داشــته اند حضور در جام جهانى يك اتفاق مطلوب است و شرايط به گونه اى است كه مربيان ديگر نيز مى توانند اين پيوســتگى حضور در جام جهانى را تجربه كنند و اين اتفاق نيز ثمره گذشت و خاصيت زمان است كه شرايط ذهنى مان را ارتقا داده است! بنابراين بايد همگى نسبت به موضوعات جامعه و جامعه ورزشى واقعگرا باشيم و يكى از اين واقعيتگرايى ها تشخيص حركت جامعه و توجه به نيمى از آنان يعنى بانوان است ِ دنياى امروز دنياى زنان و مردان همراه است بر همين اساس عين همان حقى كه براى مردان وجود دارد براى بانوان نيز هست! بنابراين لازم اســت كه به مطالبات و خواسته هاى ورزشــى بانوان جامعه نظير حضور در استاديوم هاى ورزشى و ...توجه شود حضور بانوان در ورزشگاه ها يك حق پيش پا افتاده و بسيار طبيعى است كه متاسفانه در جامعه ايران به عنوان يكى از اولويت ها به شــمار مى رود و فكر مى كنم مغاير با تاريخ و تمدن ايرانى اسلامى باشــد مغاير از اين جهت كه ما جامعه اى نجيب زاده هستيم و اين گونه موانع به تاريخ نجيب زادگى مان خدشه وارد مى كند!

تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نگردیده است
پیوندهای مرتبط